شیدا عارف (دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد)
يکي از اساسي ترين نکته ها ی شعر صائب، قرار گرفتن لحظه هاي ناب کشف و شهود شاعرانه ی او در برابر آينه است. آينه يکي از جاندار ترين موتيف هاي نمادين شده در شعر اوست. صائب واژه ی آیینه را در معانی متفاوت به کاربرده است. عرفان یکی از آن معانی می باشد. او فلسفه را با عرفان به هم می آمیزد و به آیینه ی جان رنگ عرفان می دهد. همچون حافظ از زاهدان ریاکار گریزان است، مثل یک واعظ با کمک تمثیل به استدلال می پردازد.
آیینه ی صائب، صوفی و سالکی است که مقام های عرفانی را با گام های عشق، درد طلب، چشم حیرت و آیینه ی دل می پیماید، با چشم و دل آیینه، شاه ازل را می بیند و در نهایت به فنای مطلق می رسد. آیینه ی وحدت بین او کفر و دین را یکی می بیند و معتقد است که کثرت صورت های گوناگون هستی در اندیشه ی وحدت وجود او تأثیری نخواهد داشت.
این موارد از نكاتي است كه نگارنده بر آن است تا در اين مقال، آن ها را مورد بررسي و مداقّه قراردهد.
کلید واژه ها: آیینه، حق، زاهد، سالک، صوفی، عرفان، عشق.
ادامه مطلب


